بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و تسلیت؛
در ادامه به مناسبت نزدیک شدن انتخابات ، گزیده ای از بیانات رهبری در ديدار با اعضاي شوراي نگهبان (۲۴دي ۱۳۸۲) درباره ی احراز صلاحیت کاندیداها،آورده شده:
همچنانكه وظيفه وزارت كشور هم هست. كسي كه داوطلب ميشود تا وارد ميداني شود كه شرايطي براي آن ميدان هست و شما هم مسوول اين گذرگاه هستيد، طبيعي است كه بايستي شرايط را در آن شخص احراز كنيد.
اين، مخصوص شوراي نگهبان هم نيست. به عهده همه است. البته آقايان احراز را حتمي بگيريد . اما دايره محرز را خيلي تنگ نگيريد . يعني صلاحيتي كه براي مجلس هست، مشخص شود كه چگونه صلاحيتي است. واقعا ببينيم آن مقدار صلاحيتي كه براي مجلس در زمينه التزام به قانون اساسي و التزام به دين مبين اسلام و بقيه شرايط وجود دارد، چه اندازه التزامي است. ميشود اين را يك امر مقول به تشكيك دانست كه شدت و ضعف دارد. آن التزام شديد كذايي كه با اندك چيزي كه ديده شود مخدوش ميگردد، معلوم نيست كه براي نماينده مجلس لازم باشد. آن مثلا فرض بفرماييد براي رهبري يا براي برخي از مقامات عاليرتبه ديگر لازم است.
براي مجلس حدي از اين خصوصيات و شرايط لازم است كه ما اسمش را صلاحيت-ها ميگذاريم. آن حد را بايد درست تشخيص داد و آن را احراز كرد.
... من البته به هيچوجه توصيه نميكنم كه كسي در مقابل افرادي كه ميخواهند با قانون گردن كلفتي كنند كوتاه بيايد. اين را هم به آقايان گفتم، هم به بعضي از كساني كه براي شكايت پيش ما آمدند. اما موكدا توصيه ميكنم كه مراقب باشيد حق كسي ضايع نشود. چون رد صلاحيت چيز كوچكي نيست. يعني اينكه ما كسي را رد صلاحيت كنيم و احيانا صلاحيت داشته باشد.
"جرح"، مساله خيلي مهمي است. اينطور نيست كه بگوييم ما اينطور فهميديم.
نه، بايد جوانبش كاملا ديده و رعايت شود. در بعضي از موارد و مصاديقي - بنا نداريم وارد جزئيات شويم - كه به بنده دو سه روز قبل ارائه شد و ديدم، اين معنا و آنچه انسان انتظار دارد، وجود نداشت. بايد سعي كنيد آنچه انجام ميگيرد، متقن باشد. من همواره به دوستان عزيز و محترم شوراي نگهبان گفته ام كه انسان بايد جاي پا را مستحكم انتخاب كند و بر روي آن بايستد. زير پا نبايستي سست باشد و هيچ شبهه تخلف و تخطي از قانون يا كوتاهي در امر تطبيق با قانون نبايد به وجود آيد.
مردم دوست دارند در انتخابات شركت كنند و انشاءالله شركت هم ميكنند و به انتخابات علاقه مندند و اين روال احراز و تشخيص صلاحيت هم يك روال همه جايي دنيايي است و مخصوص ايران و مخصوص مجلس شوراي اسلامي هم نيست.
در همه جا وقتي انسان براي مسووليتي ماموريت دارد كه مسوول معين كند، قهرا تفحص و جستجو ميكند كه آيا اين شخص صلاحيت دارد يا ندارد . اين هيچ ارتباط ندارد به اينكه مجلس شوراي اسلامي باشد يا غير مجلس شوراي اسلامي.
بنابراين كار، كار معمولياي است . كاري است كه در همه جاي دنيا و پيش همه عقلاي عالم انجام ميگيرد. فرض كنيد يك نفر را براي مسووليتي به مجلس معرفي ميكنند. مجلس بيخود كه به اين شخص راي نميدهد، بلكه تفحص، تحقيق،مطالعه و جستجو ميكند تا ببيند كه اين شخص نقطه ضعفي نداشته باشد. اگر نپسنديد، رد ميكند. اين رد كردن را نميشود به مجلس ايراد گرفت. زيرا مجلس صلاحيت آن شخص را احراز نكرده و او را رد كرده است.
عين همين قضيه درباره نمايندگان مجلس هم طبعا صادق است. بنابراين روال، روال عادي است و مردم هم اين روال را قبول دارند و قانون اساسي هم اين روال را احراز كرده است. آنچه كه وظيفه من و شماست، اين است كه سعي كنيم آنچه را كه وظيفه قانوني است، با دقت و با اتقان و با رعايت حال آن كساني كه با آنها سر و كار داريم، انجام دهيم. يعني ظلم به كسي نشود و حق كسي پامال نگردد.
افرادي كه صداي كلفتي دارند و همه صداي آنها را ميشنوند، به نظر من به قدر آن استاد دانشگاه كه فرضا نامه خصوصي به جناب آقاي جنتي مي نويسد كه مرا رد صلاحيت كرده اند، در حالي كه خصوصيات و سوابق من اين است، اهميت ندارند. من دلم براي آن شخص ميسوزد و براي كسي كه در گوشه و كنار باشد و خداي نكرده به حق او بيتوجهي شده و رد صلاحيت شده، در حالي كه به طور عقلايي و عرفي و با همان قرائن عادي ميشود صلاحيتش را احراز كرد.
آنچه بنده را نگران ميكند اين است كه نكند چنين اتفاق بيفتد. حالا كه الحمدلله فرصت هست، واقعا پرونده يكيك افرادي را كه هستند، نگاه كنيد.
البته ممكن است بعضي سابقه هاي داشته باشند كه انسان براساس قرائني كه دارد، تاييد ميكند آن سوابق - كه الان مطلوب نيست - از آن اشخاص منقطع شده است. بنابراين انسان بايد برطبق وضعيت حال حكم كند."
خوشبختانه ما پیشرفت کرده ایم اگر قرار بود در محیط ضد دینی ما پیشرفت کنیم ما پیشرفت کرده بودیم ما از لحاظ علمی عقب مانده وعقب نگه داشته شده بودیم.بیش از پنجاه سال تحرک وجهش علمی درین کشور کند بود در بعضی بخشها تعطیل بود .موانعی که به وجود اوردند برای این ملت مثل سم کشنده بود باور را از ملت ما گرفتند .ملت و خبرگان ومغزهای ما را به هرانچه خارج ازین مرزها بود انچنان دلبسته کردند که اصلا گسی این مجال و جرات را پیدا نکند که فکر کند می توان بر خلاف ان حرف ها یا غیر از ان حرف ها و آن نظریه ها نظریه ای ارائه کرد
.ما هنوز هم تا حدودی گرفتار ان حرف ها هستیم.
البته اسلام به ما خود باوری داد و انقلاب به ما خود باوری بخشید انچه امروز مشاهده می کنیم نتیجه ی همان جرات است باید این جرات را تقویت کرد و پیش رفت این قسمت رهبری توصیه هایی را در زمینه ی فعالیت های عملی می کنند که تیتر وار به ان میپردازیم:
شناسایی و جذب استعدادها در زمان خود/ هدایت صحیح این ها/ سازماندهی معنوی صحیح در زمینه ی نخبگان که هم انجام شدنیست وهم اراده اش موجود است
ادمه دارد...
اول نگرش اسلام و غرب به تولید علم : تولید علم یعنی شکستن مرزهای علم و پیشرفت کردن- با تحصیل علم وتبحر در علم تفاوت دارد. مااولی را نیاز داریم نه این که به دومی نیازی نداشته باشیم اما دومی کافی نیست . اینکه نوشته وتحقیق وفراورده های ذهن دانشمندان در زمینه های مختلف بیایدو خوب دانسته شود وهمین ها محور تشخیص ومعرفت نهایی انسان قرار بگیرد چیز مطلوبی نیست
ما می بینیم که در زمینه های مختلف تحقیق و پژوهش ورسیدن به نظریه در دنیای غرب مبنای قابل قبول مورد اعتمادی نبوده به خصوص در علوم انسانی که در علوم تجربی و فناوری هم خودش را نشان میدهد
نگاه اسلام به علم به انسان به زندگی بشر به عالم طبیعت و به عالم وجود نگاهیست که معرفت نوینی را در اختیار بشر قرار می دهد این نگاه زیر بنا و مبنای تحقیقات علمی در غرب نبوده تحقیقات علمی در غرب در ستیز با انچه ان را دین می پنداشتند اغاز شده البته حق داشتند دینی که رنسانس علیه ان قیام کرد دین نبود توهمات و خرافاتی بود با عنوان دین. دین کلیسایی قرون وسطایی .بدیهی بود که عقده ها وگره هادر ذهن دانشمندان ونخبگان فکری باقی بماند وبرایش راه علاج های ضد دینی پیدا کنند لذا هنوز چگونگی کنار امدن علم ودین برای انها مسئله است لیکن مسئله ی ما این نیست
در جهان بینی ما علم از دل دین می جوشد وبهترین مشوق علم دین است دینی که ما می شناسیم جهان بینی دینی که ما از قران می گیریم با علم سازگارست لذا تولید کننده و تشویق کننده ی علم است نمونه اش را شما در تاریخ مشاهده کنید ببینید حرکت علمی در قرون اولیه ی اسلام بر اثر تشویق اسلام چنان اوج گرفت که تا ان روز در دنیا بی سابقه بود در همه ی زمینه ها- وعلم و دین چنان با هم ممزوج بود ودانش و فن در حد خود پیشرفت کرد ادامه دارد...
باسمه تعالی
این مطلب رو خانم ضیایی فرستادن.حتما دانلود کنید و تا قبل از جلسه ی پنج شنبه مطالعه کنید.
برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحيم
آنچه در پى مىآيد، بخشى از احاديث گوهربار پيامبر گرامى اسلام «صلى الله عليه وآله وسلّم» و اهل بيت اطهار «عليهم السلام» مىباشد كه رهبر معظم انقلاب از كتب معتبر حديثى انتخاب كرده و در شروع جلسات درس خارج فقه با توضيح و شرحى مختصر، بيان فرموده اند.
بسم الله الرحمن الرحيم
من مواعظ علي عليه السلام:
من استطاع أن يمنع نفسه من أربعة اشياء فهو خليق بأن لاينزل به مكروهٌ أبداً قيل: وما هنّ يا أميرالمؤمنين! قال: العجلة واللجاجة والعُجب والتّواني.
(تحف العقول صفحه 222)
هركس اين چهار صفت را از خود دوركند خواه فرد باشد، خواه مجموعه دستاندركاران و رؤسأ جامعه، هيچگاه حادثه و واقعه ناخوشايندى، متوجه او نخواهدشد:
1- عجله، بدون تأنّى و دقت، تصميمگيرى كند يا كارى را اجراء نمايد (عجله غير از سرعت در عمل است).
2- لجاجت، يكى از مسائل خطرناك و بلاهاى دامنگير، اصرار و پافشارى ناحق، در مسألهاى است كه چون اين حرف را گفته و يا چنين موضعى اتخاذ كرده حاضر نيست عقبنشينى كند و لو خلاف آن ثابت شود.
3- مغرورشدن و خودشگفتى، كه انسان نقصها و ضعفهاى خود را نديده و احياناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
4- كاهلى و سستى، كار امروز را به فردا افكندن و تأخير انداختن.
بنده، در اثر تجربياتى كه در سالهاى متمادى پيدا كردم به اين نتيجه رسيدم كه اين سخن على (عليه السلام) واقعاً حكمت تمامى است و همه ضرر و زيانهايى كه متوجه جامعه شده است در اثر اين امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت خودمان و با توفيق خودش از اين صفات دور بدارد.
