تبليغاتX
موسسه ی جهاد اندیشه
(علمی-پژوهشی)با محوریت موضوعات حقوقی

هو العزيز

توجه:مطالعه ی کل این مطلب با سرعت عادی ، تنها ۲ دقیقه زمان می برد.

در هفته ی گذشته از پيام رساي ولايت غدير گفتيم و اينکه اين پيام جز پيام محبت و عشق نبود . اما پيامبر مي دانست که جاهلان اين پيام را درک نمي کنند و برعکس ولايت عشق را به کينه و نفرت در ميان امت بدل مي سازند . و چنين شد تا در زمان حسين (علیه السلام) اين مسير به اوجش رسيد و ظلمت بدي همه جا را فرا گرفت تا به حدي که يزيد اين گونه سرود :

لعبت هاشم بالملک فما      جاء خبر و لا وحي نزل !

قبيله هاشم ( به کنايه از خاندان رسول اکرم ) با ملک و سياست بازي نمود و الا خبري (از عالم غيب ) نيامد و وحيي نازل نشد . 

و از اساس يک بار ديگر همچون اسلافش منکر اصل نبوت پيامبر گرامي اسلام شد . پيش از اين نيز به هنگام فوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، منکر همه چيز شدند و زهراي اطهر (سلام الله علیها) با حرکت هوشمندانه و مدبرانه سياسي خويش آنان را مجبور ساخت تا دم از جانشيني پيامبر بزنند و الا آنان از اساس منکر رسالت شده بودند  و چنين شد که در ابتداي اين انحراف ، خاندان رسالت به پاخاستند و با پرداخت هزينه سنگين جان عزيز دخت گرامي پيامبر اسلام ، موجبات بقاي اصل اسلام فراهم آمد و اينک حسين (علیه السلام) مي بايد حرکت تمام کننده خويش را آغاز نمايد . پس يک بار ديگر اسوه ی تمام عيار خوبي در برابر اسوه ی تمام عيار بدي صف آرايي کرد .

 

استراتژي حسين (علیه السلام) در حماسه ی عاشورا چه بود ؟

آنچه از مجموعه ی سخنان معصومين عليهم السلام –به ويژه رفتار شخص حضرت حسين (علیه السلام) در رابطه با اين حماسه عظيم دريافته ام ، اين است که استراتژي ايشان در برابر نسل جديدي از بدي هاي يزيدي ، مديريت رفتاري است که نام آن را 'مديريت بر مبناي عشق ' ( Management By Love) گذارده ام و تلاش کرده ام که اساس و ارکان آن را به منظور کشف الگوي جديدي از مديريت جوامع انساني در 'مديريت حسيني' در برابر 'مديريت يزيدي' بيابم . پيش تر نيز الگوي 'مديريت علوي' را در برابر 'مديريت اموي' مورد بررسي قرار داده بودم که در فرصت مناسب نتايج تفصيلي اين تحقيقات را به فضل الهي ارائه خواهم داد .

اينک به جريان عاشورا بازگرديم :

بسياري از شاهدان نقل نموده اند که در رفتار يزيديان ذره اي از رحم و شفقت وجود نداشت و آنان در اوج قساوت رفتار مي کردند . آنچنان که قلم از بيان آن رفتار شرم مي کند و من در توان خود نمي بينم که حتي گوشه اي از اين رفتار را بيان کنم !


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رازقندی در ساعت 14:23 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام و تسلیت؛

در ادامه به مناسبت نزدیک شدن انتخابات ، گزیده ای از بیانات رهبری در ديدار با اعضاي شوراي نگهبان (۲۴‬دي ۱۳۸۲) درباره ی احراز صلاحیت کاندیداها،آورده شده:

"آنچه كه در مساله ی احراز صلاحيت به ذهنم مي‌رسد، اين است كه احراز، وظيفه شوراي نگهبان است و قهرا بايد صلاحيتها را احراز كند .
همچنانكه وظيفه وزارت كشور هم هست. كسي كه داوطلب ميشود تا وارد ميداني شود كه شرايطي براي آن ميدان هست و شما هم مسوول اين گذرگاه هستيد، طبيعي است كه بايستي شرايط را در آن شخص احراز كنيد.
اين، مخصوص شوراي نگهبان هم نيست. به عهده همه است. البته آقايان احراز را حتمي بگيريد . اما دايره محرز را خيلي تنگ نگيريد . يعني صلاحيتي كه براي مجلس هست، مشخص شود كه چگونه صلاحيتي است. واقعا ببينيم آن مقدار صلاحيتي كه براي مجلس در زمينه التزام به قانون اساسي و التزام به دين مبين اسلام و بقيه شرايط وجود دارد، چه اندازه التزامي است. مي‌شود اين را يك امر مقول به تشكيك دانست كه شدت و ضعف دارد. آن التزام شديد كذايي كه با اندك چيزي كه ديده شود مخدوش ميگردد، معلوم نيست كه براي نماينده مجلس لازم باشد. آن مثلا فرض بفرماييد براي رهبري يا براي برخي از مقامات عاليرتبه ديگر لازم است.
براي مجلس حدي از اين خصوصيات و شرايط لازم است كه ما اسمش را صلاحيت‌-ها مي‌گذاريم. آن حد را بايد درست تشخيص داد و آن را احراز كرد.
... من البته به هيچوجه توصيه نميكنم كه كسي در مقابل افرادي كه ميخواهند با قانون گردن كلفتي كنند كوتاه بيايد. اين را هم به آقايان گفتم، هم به بعضي از كساني كه براي شكايت پيش ما آمدند. اما موكدا توصيه ميكنم كه مراقب باشيد حق كسي ضايع نشود. چون رد صلاحيت چيز كوچكي نيست. يعني اينكه ما كسي را رد صلاحيت كنيم و احيانا صلاحيت داشته باشد.
"جرح"، مساله خيلي مهمي است. اينطور نيست كه بگوييم ما اينطور فهميديم.
نه، بايد جوانبش كاملا ديده و رعايت شود. در بعضي از موارد و مصاديقي - بنا نداريم وارد جزئيات شويم - كه به بنده دو سه روز قبل ارائه شد و ديدم، اين معنا و آنچه انسان انتظار دارد، وجود نداشت. بايد سعي كنيد آنچه انجام ميگيرد، متقن باشد. من همواره به دوستان عزيز و محترم شوراي نگهبان گفته ام كه انسان بايد جاي پا را مستحكم انتخاب كند و بر روي آن بايستد. زير پا نبايستي سست باشد و هيچ شبهه تخلف و تخطي از قانون يا كوتاهي در امر تطبيق با قانون نبايد به وجود آيد.
مردم دوست دارند در انتخابات شركت كنند و انشاء‌الله شركت هم مي‌كنند و به انتخابات علاقه مندند و اين روال احراز و تشخيص صلاحيت هم يك روال همه جايي دنيايي است و مخصوص ايران و مخصوص مجلس شوراي اسلامي هم نيست.
در همه جا وقتي انسان براي مسووليتي ماموريت دارد كه مسوول معين كند، قهرا تفحص و جستجو مي‌كند كه آيا اين شخص صلاحيت دارد يا ندارد . اين هيچ ارتباط ندارد به اينكه مجلس شوراي اسلامي باشد يا غير مجلس شوراي اسلامي.
بنابراين كار، كار معمولي‌اي است . كاري است كه در همه جاي دنيا و پيش همه عقلاي عالم انجام مي‌گيرد. فرض كنيد يك نفر را براي مسووليتي به مجلس معرفي مي‌كنند. مجلس بيخود كه به اين شخص راي نمي‌دهد، بلكه تفحص، تحقيق،مطالعه و جستجو مي‌كند تا ببيند كه اين شخص نقطه ضعفي نداشته باشد. اگر نپسنديد، رد مي‌كند. اين رد كردن را نميشود به مجلس ايراد گرفت. زيرا مجلس صلاحيت آن شخص را احراز نكرده و او را رد كرده است.
عين همين قضيه درباره نمايندگان مجلس هم طبعا صادق است. بنابراين روال، روال عادي است و مردم هم اين روال را قبول دارند و قانون اساسي هم اين روال را احراز كرده است. آنچه كه وظيفه من و شماست، اين است كه سعي كنيم آنچه را كه وظيفه قانوني است، با دقت و با اتقان و با رعايت حال آن كساني كه با آنها سر و كار داريم، انجام دهيم. يعني ظلم به كسي نشود و حق كسي پامال نگردد.
افرادي كه صداي كلفتي دارند و همه صداي آنها را مي‌شنوند، به نظر من به قدر آن استاد دانشگاه كه فرضا نامه خصوصي به جناب آقاي جنتي مي نويسد كه مرا رد صلاحيت كرده اند، در حالي كه خصوصيات و سوابق من اين است، اهميت ندارند. من دلم براي آن شخص مي‌سوزد و براي كسي كه در گوشه و كنار باشد و خداي نكرده به حق او بي‌توجهي شده و رد صلاحيت شده، در حالي كه به طور عقلايي و عرفي و با همان قرائن عادي ميشود صلاحيتش را احراز كرد.
آنچه بنده را نگران ميكند اين است كه نكند چنين اتفاق بيفتد. حالا كه الحمدلله فرصت هست، واقعا پرونده يكيك افرادي را كه هستند، نگاه كنيد.
البته ممكن است بعضي سابقه هاي داشته باشند كه انسان براساس قرائني كه دارد، تاييد مي‌كند آن سوابق - كه الان مطلوب نيست - از آن اشخاص منقطع شده است. بنابراين انسان بايد برطبق وضعيت حال حكم كند."
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در همین زمینه بخوانید:
نوشته شده توسط رازقندی در ساعت 1:58 | لینک  | 

باسمه تعالی

شنبه 15 دي  ماه  1386 ( هفته 42 و 43)

مصادف با :

3 محرم الحرام 2008

آغاز سال ميلادي و سال قمري ، نويد آغازي در زندگي با محبت و عشق

در چند هفته گذشته از تأثير ' محبت و عشق ' در زندگي سخن گفتيم . اينکه زندگي با محبت و عشق معني مي يابد و با هر محبتي ستون هايي از بهشت الهي برپا مي شود .

و بحث به اين بيت رسيد :

تا که از جانب معشوق نباشد کششي

کوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد

و خواستيم تا بدانيم  که :

ارتباط اين بحث با مناسبت عيد عظماي ولايت چيست ؟

و در ادامه بحث ، به يک سؤال کليدي رسيديم :

'اين چه پيامي است که اگر به مردم ابلاغ نشود، رسالت به انجام نرسيده است؟'

و در پي آن سؤالاتي ديگر و سپس از امیر مؤمنان علي علیه السلام درخواست کرديم تا هدايتمان فرمايد  و ظاهراً ما را به دريافت پاسخ از محضر امام حسين علیه السلام در حماسه کربلا و دهه معظم عاشورا حواله فرموده اند . يعني بايد جرعه اي از چشمه جوشان اکسير اعظم – عشق حسين و خاندان عزيزش – نوشيد .

بنابراين اجازه مي خواهم که سؤالاتم را از زاويه اي ديگر مطرح کنم :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رازقندی در ساعت 1:28 | لینک  |